تاریخ انتشار: چهارشنبه 1393/08/14 - 19:57
کد خبر: 146819

خواندنی هایی از زندگی جرج جرداق؛

من شیعه هستم چون اخلاق پسندیده ای دارم/ توصیفات جرداق از امام موسی صدر، آیت الله بروجردی و رهبر معظم انقلاب

من شیعه هستم چون اخلاق پسندیده ای دارم/ توصیفات جرداق از امام موسی صدر، آیت الله بروجردی و رهبر معظم انقلاب

پدر من از کودکی علی بن ابی طالب را دوست داشت و می گفت، اگر علی بن ابی طالب پیامبر بود من از دین او پیروی می کردم. مادرم هم شخصیت علی بن ابی طالب را ستایش می کرد و می گفت، علی انتقام مسیح را از یهود در خیبر گرفت.در ایام نوجوانی به سراغ این شخصیت بزرگ رفتم و به مطالعه درباره شخصیت علی بن ابی طالب پرداختم؛

خبرنامه دانشجویان ایران: جورج جرداق نویسنده سرشناس جهان عرب درگذشت.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جورج سمعان جرداق، نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس مسیحی لبنانی است که پدر و مادرش به حضرت على (ع) بسیار ارادت داشتند و بر سردر خانه خود، سنگى را نصب کرده بودند که روى آن جمله لا فتى الا على، لا سیف الا ذوالفقار حک شده بود. جرج جرداق در وصف حضرت علی(ع) می گوید: "ای روزگار کاش می توانستی همه قدرت هایت را، و ای طبیعت، کاش می توانستی همه استعدادهایت را در خلق یک انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر می دادی".

او با نوشتن کتابی درباره امام علی (ع) بین شیعیان شناخته شده است. کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» مشهورترین کتاب اوست که در ۵ جلد با عناوین «علی و حقوق بشر» ، «علی و انقلاب فرانسه» ، «علی و سقراط» ، «علی و دوران زندگانی اش» و «علی و قومیت عربی» به زبان فارسی منتشر شده است.

دکتر علی شریعتی درباره جرداق می گوید: دکتر جرج جرداق که بزرگترین انسانی است که علی را به بشر امروز شناسانده است، در کتاب "الامام علی صوت العدالة الانسانیه" می گوید:

ای روزگار کاش می توانستی همه قدرتهایت را، و ای طبیعت، کاش می توانستی همه استعدادهایت را در خلق یک انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر می دادی.

وی همچنین می گوید من 200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم تا بتوانم درباره شخصیت امام على علیه السلام بنویسم. اعراب آن روز، قدر على بن ابى طالب علیه السلام را نشناختند و او را درک نکردند. على بن ابى طالب علیه السلام متعلق به قرن بیستم است.

جرج جرداق، متفکر و نویسنده معروف مسیحی، در توصیف شخصیت رهبری گفت: در سفری که در سال ۱۹۹۷ به ایران آمدم، با امام خامنه‌ای ملاقات کرده و گفت‌وگو کردیم. احساس کردم که به واقع، انسانی بزرگ است، چه، از ویژگی‌های انسان بزرگ تواضع است. ایشان به همان اندازه که بزرگ بود، متواضع هم بود. در آن دیدار در مورد امام علی(ع) و انگیزه‌هایی صحبت کردیم که موجب شده بود در مورد امام علی(ع) کتاب بنویسم. ایشان کتابم را مطالعه کرده و بسیار پسندیده بود و من نیز به این خاطر از ایشان تشکر کردم و به ایشان عرض کردم که به حق، نام شما باید امام باشد و ما از شاگردان شما هستیم.

جرج جرداق در مورد برداشت خود از شخصیت رهبر انقلاب گفت: ایشان یک انسان متفکر، فرهیخته، دانا، بزرگوار، وارسته و متواضع بود، همان گونه که شایسته یک رهبر است. در مورد ایشان باید بگویم که او پیرو امام خمینی(ره) است و امام خمینی(ره) هم پیرو امام علی(ع) بود. آیت‌الله خامنه‌ای مردی بزرگ است و اگر این‌گونه نبود، به این مرتبه نمی‌رسید.  من می‌دانم که هرکس بخواهد شخصیت ایشان را تعریف کند او را شخصیتی در منتهای انسانیت و بر قله اخلاق و عدالت معرفی خواهد کرد. ایشان انسانی بزرگ می‌باشد و ایران به خاطر وجود چنین شخصی باارزش است. من از همین جا آرزو می‌کنم که ایران در این زمان همان‌گونه که شایسته چنین مردی است، همراه با عدالت و اخلاق و همه خوبی‌ها باشد. به صورت کلی می‌توانم بگویم که امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای بر راه و روش امام علی(ع) حرکت کرده‌اند.

دکتر جرج جرداق در گفتگویی درباره نحوه آشنایی خود با مذهب تشیع می گوید:

پدر من از کودکی علی بن ابی طالب را دوست داشت و می گفت، اگر علی بن ابی طالب پیامبر بود من از دین او پیروی می کردم. مادرم هم شخصیت علی بن ابی طالب را ستایش می کرد و می گفت، علی انتقام مسیح را از یهود در خیبر گرفت.در ایام نوجوانی به سراغ این شخصیت بزرگ رفتم و به مطالعه درباره شخصیت علی بن ابی طالب پرداختم؛ بله، تمام خوبی ها را در امام شما یافتم، پیشوای شما نمونه ی کامل از یک انسان نمونه است.

جرداق مذهب شیعه را پاسخگوی تمام امور می داند و می گوید: مذهب شیعه بهترین مذهب است؛ چرا که این مذهب برای تمامی امور پاسخی دارد. نکته لازم به ذکر این است که پاسخ به تمامی امور از لحاظ عقلی و علمی ثابت شده است. شما هر سوالی را که مطرح می کنید مذهبتان برای آن پاسخ دارد اما سایر مذاهب اسلامی اینطور نیستند برای مثال، اقتصاد، سایر مذاهب اسلام و حتی سایر ادیان پاسخی به اقتصاد نوین ندارند ولی مذهب شیعه طوری به سوالات اقتصادی پاسخ داده که بنده در هنگام مطالعه لذت می برم.

من بعد از سال ها تحقیق، شیعه را در یک کلمه یافتم و آن هم «اخلاق» بود. بنده شیعه هستم چرا که اخلاق پسندیده ای دارم.
در ادامه برخی آراء دکتر جرداق را می خوانید:

مکتب شیعه در برنامه خود مانده است!

متاسفانه جامعه ی شیعه به سمت انشقاق به پیش می رود. جامعه ی شیعه ی کنونی تفاوت بسیاری با مذهب شیعه دارد. مکتبی که برای تمامی جامعه ی بشری برنامه دارد، متاسفانه در برنامه ی خود مانده است. من معتقدم که اگر یاری خداوند نبود این مذهب به کلی از بین می رفت زیرا دشمنان کنونی بشریت به شدت بر این مذهب می تازند. اگر مذهب شیعه را بررسی کنیم خواهیم دید که در طول تاریخ از زمان علی بن ابی طالب دشمنان به این مکتب رحمی نداشتند. ریشه ی مخالف این مذهب ستمگران تاریخ هستند. هم اکنون مشاهده می کنیم، چرا همه ی ستمگران علیه سوریه بسیج شده اند؟ چرا اسراییل علیه حزب الله فعالیت می کند؟ چرا تمام عرب ها بر شیعیان می تازند؟ چرا انقلاب بحرین به ثمر نرسیده است؟ چرا کشورها علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کنند؟ واقعا جامعه ی شیعه تاکنون این سوالات را از خود پرسیده است؟ آیا جامعه ی شیعی تاکنون از خود پرسیده است که چرا جنگ ایران و عراق هشت سال به طول انجامید؟ تمامی ستمگران از شیعه می ترسند. وقتی امام خمینی، حکومت جمهوری اسلامی را تشکیل داد چرا سران استکبار علیه این حکومت ایستادند؟ هم اکنون مشاهده می کنید که تمامی ستمگران علیه مکتب شیعه هستند. ای کاش جامعه ی شیعی احساس خطر کند و دشمن خود را بشناسد.
نیاز فعلی جامعه شیعی

نیاز جامعه شیعه، امام شناسی است. شیعه باید امام خود را بشناسد برای مثال آیا تاکنون (خود شما) به زیارت ائمه ی خودتان رفته اید؟ معنای (عارفاً بحقه) چیست؟ عارفاً بحقه یعنی اطاعت، شیعه اگر از امام خود اطاعت کند به بالاترین سطح می رسد.

اگر جامعه ی کنونی شیعه از امام غایب خود اطاعت کند به والاترین مقام دست پیدا خواهد کرد.

دوست داشتنی ترین شخصیت های معاصر مذهب شیعه برای جرداق

مذهب شیعه شخصیت های عزیزی دارد اما در این بین دو نفر از همه برای من دوست داشتنی تر هستند. اولین شخصیت امام خمینی است. شنیده بودم که امام خمینی در هنگام زیارت علی بن ابی طالب بسیار ادب می کرد به صورتی که وی در هنگام ورود از پایین پا وارد حرم می شد و در همان جا می ایستاد و امام خود را زیارت می کرد.

شخصیت دوم شهید صدر است. یکی از شاگردان شهید صدر برایم می گفت که شهید صدر آرزو داشت که خاک کف پای قنبر غلام علی بن ابی طالب باشد.
صفت دشمنان غدیر

من دشمنان غدیر را همیشه جاهل و احمق می دانستم به راستی که همین طور است؛ دشمنان علی بن ابی طالب به کلی احمق هستند و احمق هم به هیچ نتیجه ای نمی رسد.

کربلا، راه رسیدن به غدیر

افراد گوناگون می توانند به مذهب شیعه برسند و از نظر من راه رسیدن به غدیر از کربلاست، راه رسیدن به مذهب شیعه، عاشوراست. کسانی که سرشت پاکی دارند یقینا با مطالعه ی مصیبت کربلا به غدیر می رسند.

پرسش و پاسخ جرداق از خود

چرا علی بن ابی طالب در تمامی زمان ها مظلوم است؟ جواب سوال من اشک است.

جرداق روایاتی از زندگانی حضرت علی را به زیبایی توصیف خود، به تصویر کشیده است:

شباهت سقراط و علی

*گرچه شرایط، مناسبت ها و روزگار، بین علی و سقراط فاصله افکنده است، اما دو افق کامل در فرزندان آدم و حوا آن دو را گرد آورده است. آنان کسانی هستند که کاری انجام نداده اند مگر آن که محصول آن کار، نمایی از انسان بزرگ و برتر در همان جهان است؛ و سخنی نگفتند، مگر آن که از آن صدای وجدان انسان متحد با عدالت هستی و ارزش های زندگی را می شنویم.
علی و سقراط، هر دو بخش هایی از زندگی شان در شهری سپری شد که در آن اشراف، انحصار طلبان و قدرت خواهان و یاران و بهره وران بسیار بودند. روزگاری که میان حاکم و شهروندان، درگیری ها فراوان بود، معیارهای رفتار و اخلاق همگانی از راه راست خارج شده بود و دیکتاتوری همه چیز را به سود خود می خواست. هر دو پیش از آن، از راه ارتباط مستقیم با بزرگ مردان، تربیت نیکو یافته بودند. گویی سرنوشت می خواست هر دوی آنها در روزگار سرشار از جنگ های ناتمام رشد کنند. سقراط مبارزی آرام ناپذیر بود که دشمنش از او بیم داشت و از دست او به دیگران پناه می جست. علی نیز چنین بود.
سقراط در زندگی چیزهای سخت و خشن را بر می گزید و علی نیز چنین بود. داستان زهد و پارسایی این دو مرد در همه زندگی شان، معروف تر از آن است که دوباره مطرح شود. هر دو مسئولیت خرد و وجدان را در برابر آوارگان، زیان دیدگان، مستضعفان و گمراهان احساس می کردند و همه زندگی شان را در مسیر هدایت و از بین بردن ستم از زندگی مردم گذراندند تا شهید شدند. آن دو اگر می خواستند، می توانستند چنین موضعی را نگیرند و شربت شهادت را ننوشند.

شریک بودن در سختی های روزگار و فقر مردم

*مشهور است که علی برای خویش آجری بر آجری، خشتی بر خشتی، چوبی بر چوبی ننهاد و از این که در قصری که در کوفه برای او مهیا بود، زندگی کند، سرباز زد تا محل زندگی اش از مسکن نیازمندان بسیاری که در بدبختی زندگی می کردند، برتر نباشد. این سخن علی است که از روش زندگی اش سرچشمه می گیرد:« آیا خویش را به اینکه مرا امیرالمومنین می نامید، قانع کنم و در سختی های روزگار شریکتان نباشم؟»

علی تصریح می کند که از غذای خوش گوار، لباس نرم و مسکن با رفاه ناخشنود نیست. اما از آن جهت از آن دوری می گزیند که اگر چنین کند، بین مردم نیازمندانی وجود دارند که از آن چه او از آن بهره مند می شود، بهره مند نمی شوند. این تصریح دلیل بر این است که نخستین علاقه وی گسترش امکانات زندگی برای مردم است و تا زمانی که بین مردم فردی وجود داشته باشد که با سیری آشنایی ندارد و انتظار قرص نانی را ندارد، بر رهبر این جماعت لازم است آن چه را آنان تحمل می کنند، تحمل کند و رنجی را که آنان می برند، بچشند؛ تا زمانی که سایه فقر از سر آنان کنار رفت، و آن گاه از سر او هم کنار برود؛ وگرنه چه مفهومی برای رهبری و ولایت می ماند؟ دشواری های روزگار در نگاه علی با سختی های فقر مساوی است

.

دشنام ندادن حتی به دشمن

* در روزهای جنگ صفین می شنید که یارانش شامیان را به خاطر نیرنگ بازی و خدعه ورزی شان دشنام می دهند. به آنان گفت:« من از این که زشت گو باشید ناخشنودم. ولی اگر کارهای آنان را بازگویی کنید و چگونگی آن ها را بیان کنید، سخنانتان راست تر و در بیان غدر رساتر خواهد بود. به جای دشنام دادنشان، بگویید:« خداوندا! خون ما و آنان را حفظ کن. بین ما و آنان آشتی برقرار فرما. از گمراهی نجاتشان بده تا حق را از نادانی باز شناسند و از کسی که سخن از سر ستم و تجاوز می زند، دوری کنند.»

زمامداری و حکومت از روی لیاقت

*در نگاه علی بن ابی طالب، زمامداری حقی نیست که خدا به بشری داده باشد و او و خویشان او هرگونه که می خواهند آن را به پیش ببرند؛ چنان که بعدها در حاکمیت امویان و عباسیان شد و چنان که در تاریخ قرون وسطی اروپا بود و آنان والی یا پادشاه را سایه خدا در زمین می شناختند و اراده زمامدار را همان اراده آفریننده آسمان می دانستند که در آن به شایسته ها نگاه نمی شود. بلکه زمامداری در نگاه علی از آن توده هاست، به هرکس که بخواهند می دهند و از هرکس که بخواهند می گیرند؛ به کارهای شایسته پاداش، و به ناشایست ها کیفر می دهند.

علی می گوید:« اگر تو را از روی توانمندی و عافیت، حاکم کردند و بر تو اتفاق نظر کردند، زمام کارهایشان را به دست بگیر و اگر اختلاف کردند، به حال خودشان رها کن» و نیز می گوید:« بنگرید، اگر نپذیرفتندتان نپذیرید و اگر قبولتان داشتند، همکاری کنید. هرکدام از حق و باطل را طرفدارانی است.»

گوش شنوا به دنیایت بسپار تا از انسانی آگاه شوی

 * چرا گوش شنوا به دنیایت نمی سپاری تا از پدیده بزرگی آگاهت سازد که دنیا از افرادی چون او در بین نسل ها به ندرت سخن می گوید؟ چرا گوش دل و خرد به دنیایت نمی دهی که در ژرفای وجودت خبر از مردی آورده که داستان دریا دلی او را در وجدان خود دارد؟ دریادلی که چنان اوج گرفت که دنیا برایش خوار شد و زندگی کم ارزش؛ و پسران، خویشان؛ مال، قدرت و دیدن طلوع و غروب خورشید در دیده اش بی اهمیت شده است.
چرا از دنیا درباره اندیشه ای نپرسیده ای که برای انسان، روشی در حکمت به بار آورده است که از بهترین روش های روزگاران و از نتایج ارزشمند آنهاست؟ پیشینیان آن را به یادگار نهادند و فرزندان و نوادگان آن را به ارث بردند و گرد آن حلقه زدند.
آیا خرد نیرومندی را می شناسی که از ده قرن و اندی پیش، این حقیقت بزرگ اجتماعی را بنیان نهاد و بر پندارهایی که هزاران ریشه دارد، خط بطلان کشید و اعلام کرد:« هیچ نیازمندی گرسنه نمی ماند مگر به خاطر آن چه برخورداری از آن بهره مند شده است.» و برای تثبیت این حقیقت چنین افزود:« هیچ گاه نعمتی انباشته ندیدم، جز آنکه در کنارش حق از دست رفته بود
او به یکی از کارگزاران خود درباره احتکار، این بن مایه ی زیان اجتماعی چنین نوشت: «احتکار برای توده حاکمان راهی زیانمند و عملی ناشایست است؛ از احتکار پیش گیری کن»

آیا درباره حاکمی پرسیده ای...

آیا درباره حاکمی پرسیده ای که خودش را از خوردن نان برحذر می داشت، از بیم اینکه در جاهای بسیاری شهروندانی بودند که شکم سیر نبودند، یا از پوشیدن لباس نرم دوری می گزید چون در بین ملت کسانی بودند که لباس زمخت می پوشیدند و از گرد آوردن درهمی پرهیز می کرد چون در بین مردم فقر و نیازمندی وجود داشت؛ و آن گاه برادش را به خاطر بی تحمل رنجی در پی به دست آوردن دیناری از مال مردم بود، مورد مواخذه قرار می داد و یاران و پیروان و والیانش را به خاطر آنکه قرص نانی از سفره ثروتمندی می خوردند، مورد بازخواست قرار می داد. زیرا احتمال داشت که آن قرص نان رشوه باشد؛ و آن ها را تهدید می کرد و می ترساند و به یکی از زمامدارانش پیغام می فرستاد که به خدا سوگند خورده است که اگر وی به مال مردم به مقدار اندک یا زیاد خیانت ورزیده باشد، چنان بر او سخت خواهد گرفت که او را کم بهره ، سنگین بار و ناتوان سازد.
او زمامدار دیگر را با این عبارت های زیبا، کوتاه و گویا مورد خطاب قرار می داد:« به من خبر رسیده است که زمین زیر پایت را لخت کردی و هر چه زیر پایت بود گرفته و خورده ای، اکنون گزارش حسابت را به من بفرست.» و فردی را که به حساب مستضعفان در پی ثروتمند شدن و رشوه گرفتن بود، می گوید: «از خدا پروا کن و اموال آن مردم را به خودشان باز گردان. اگر چنین نکنی و خداوند مرا بر تو مسلط سازد، درباره تو به درگاه الهی عذر خواهم داشت و با این شمشیرم که هر کسی را که با آن زده ام وارد جهنم شده است، تو را خواهم زد

آیا بین مردم فرمانروایی را می شناسی...

آیا بین مردم فرمانروایی را می شناسی که در روزگار خود، خودش گندم را آرد کند و از آن چه آرد کرد ، نان خشکی فراهم آورد و آن را با زانویش بشکند و بخورد و یا کفش خودش را خود پینه بزند و چنان که گفتیم هرگز از مال دنیا چیزی برای خود جمع نکند؟ چون همه همت او در آن بود که حق مستضعفان، ستم دیدگان و فقیران را از بهره کشان و احتکارگران باز پس بگیرد و زندگی آنان را پاس بدارد تا با کرامت روزگار بگذرانند و در پی آن نباشد که خود شکم سیر، لباس پوشیده و خواب راحت داشته باشد؛ چرا که بین مردم « کسانی هستند که امید به قرص نانی ندارند» و «شکم هایی تهی و دل هایی انده بار وجود دارد.»

تاریخ و حقیقت بر این صدای عدالت انسانی شهادت می دهند

کسانی که خوبی های او شامل حالشان شده بود با او جنگیدند. اما او خطاب به خویش می گفت: «تشکر نکردن کسی تو را از نیکی کردن باز ندارد.»

نزد او از نعمت های دنیایی سخن به میان آوردند. او به گوینده آن نگاهی کرد و گفت: «پسندیده ترین نعمت، خوش اخلاقی است.»

باردیگر نزد او آمدند و به او پیروزی به روش حاکمان را پیشنهاد کردند، اما او گفت:«آن کس که به وسیله گناه پیروز شده، پیروز نیست و چیره به وسیله شر، شکست خورده است.»

او از بدی های دشمنانش آن قدر که دیگران نمی دانستند آگاه بود، اما از آنها چشم می پوشید و خاطرش را از آنها تهی می کرد و با خود زمزمه می کرد که: «شریف ترین رفتارهای شخص کریم، غفلت از چیزهایی است که از آنها خبر دارد». دشمنان و دوستان نادانش روزگار را چنان علیه او تجهیز کردند که در دل هر کسی می توانست موجب بد بینی به مردم شود، اما او همواره می گفت:« سخنی که از زبان کسی بیرون می آید، تا جایی که راهی برای حمل آن به نیکی پیدا می کنی، هرگز آن را به بدی حمل نکن.»

در نگاه تاریخ و حقیقت، تفاوتی ندارد، که تو این مرد بزرگ را بشناسی یا نشناسی، چون حقیقت و تارخ گواهی می دهند که وجدان شرف پدر شهیدان، علی بن ابی طالب، فریاد عدالت، انسانیت و شخصیت جاودان شرق است.
ای دنیا! چه می شد که همه توان خود را گرد می آوردی و در هر روزگاری «علی» ای با آن قلب و زبان و امتیازاتش عنایت می کردی! »

روایت نامه جرداق به آیت الله بروجردی را در زیر می خوانید:

آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «فخر دوران» که درباره سیره زندگانی، دوران زعامت و ابعاد شخصیتی آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره) نوشته است به ماجرای نامه این نویسنده مسیحی اشاره کرده است.

جرج جرداق در این نامه نوشته است:

«من در حالات و سیره و تاریخ زندگی امام علی مطالعه کرده‌ام و در آن، به اصول و مبانی و معانی بزرگی که تازه بشریت امروز و مخصوصا دنیای غرب ادعای رسیدن به آن معانی و پیشنهاد آن مبانی را دارد رسیده‌ام؛ اصولی که اساسی و جهانی است و همه اگر چه به ظاهر باشد همگان را به آن می خوانند. این اصول، همه در سیره و گفتار و کردار امام در حد اکمل وجود دارد.

اسلام‌شناسان و خاورشناسان غربی اگر چه کم و بیش این معانی را در زندگی آن امام عظیم درک کرده‌اند اما نخواسته‌اند قبول کنند که این افتخار برای شرق است و پیش از غربی‌ها و قرن‌ها پیش در شرق، کسانی بوده‌اند که همه این اصول و حقایق را درک کرده و بیان کرده‌اند، و از این جهت این واقعیت را کتمان کرده‌اند. در شرق هم دانشمندان و علما، چنان‌ که باید، این اصول را از سیره و حال و مقال آن حضرت استفاده نکرده‌اند، و من دریغ دانستم که چنین شخصیت بزرگی در شرق باشد و قدرش مخفی بماند، لذا این کتاب را نوشتم و چون مسیحی هستم کسی نمی‌تواند مرا نسبت به بیان مراتب بلند امام به تعصب نسبت دهد، و چون زبانم عربی است و اهل مطالعه هستم هم کسی نمی‌تواند به عدم اطلاع و نا آگاهی متهم سازد. این کتاب را نوشتم و شما (حضرت آیت الله بروجردی) بعد از مطالعه تصدیق می‌نمایید که "إنی أنصفت الإمام بعض الإنصاف"، من بعضی از حق را نسبت به این مرد بزرگ توانسته‏ ام، ادا کنم. من شما را شایسته ترین و لایق ترین شخصیتی یافتم که این کتاب را به او هدیه نمایم، لذا آن را به شما اهدا می کنم»

آیت الله بروجردی کتاب رسیده را مطالعه کرده و از آن استقبال می کند. بعد از آیت الله صافی که از شاگردان برجسته ایشان بودند می خواهد که کتاب را دقیق مطالعه کند تا اگر اشتباهات و اظهارنظرهایی در آن بود که به نقد و تذکر نیاز داشته باشد، مشخص شود تا همراه با پاسخ نامه برای نویسنده مسیحی بفرستند.

سپس در جلسه ای توصیه به ترجمه این کتاب به زبان فارسی می کند که آقای بلاغی واعظ این کار را انجام داده و ترجمه کتاب را برای چاپ آماده می کند.

جرج جرداق در این نامه از امام موسی صدر به عنوان یک عالم جلیل القدر یاد می کند و می گوید که وقتی با او دیدار می‌کنی، گویی‌ ‌پدرت ‌یا برادرت ‌یا کسی ‌را دیده‌ای که ‌آرزوی ‌دیدارش ‌را داشته‌ای ‌و دست ‌تقدیر آن را برایت‌ میسر کرده ‌است.

متن کامل این نوشتار که از موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر اخذ شده به این شرح است:

"با خبر انتخاب ‌امام ‌موسی ‌صدر به ‌ریاست ‌مجلس ‌اعلای‌ شیعیان ‌لبنان غافلگیر نشدم. از شادی ‌همة ‌مردم ‌لبنان ‌از شیعیان ‌گرفته ‌تا مسیحیان ‌و اهل‌ سنت ‌به ‌یک ‌اندازه، برای ‌انتخاب ‌این‌ مرد بزرگ‌ به ‌این ‌منصب ‌بزرگ ‌غافلگیر نشدم، زیرا امام ‌موسی ‌صدر سیمایی ‌آرمانی ‌و زیبا و بزرگوار از یک‌ عالم ‌دینی ‌است؛ اخلاقی ‌والا ‌و دلی ‌مهربان‌ و سینه‌ای ‌گشاده‌ به ‌روی ‌همة‌ مردم‌ دارد که ‌برای ‌عشق‌ کامل و فراگیر گنجایش‌ دارد؛ و عقلی ‌روشنگر و چهره‌ای ‌مطمئن ‌دارد.

با او دیدار می‌کنی، گویی‌ که ‌پدرت ‌یا برادرت ‌یا کسی ‌را دیده‌ای که ‌آرزوی ‌دیدارش ‌را داشته‌ای ‌و دست ‌تقدیر آن را برایت‌ میسر کرده ‌است.

امام‌ موسی ‌صدر سیمای ‌زیبا و باشکوه ‌انسان‌ است، آن‌گونه‌ که ‌امام ‌بزرگوار علی‌بن‌ابی‌طالب‌ع خواسته ‌است: ‌دادگر و راست‌گو و پاک‌دست ‌و عالِم ‌و عامل ‌به ‌علم‌ خویش‌ است‌ و مجال ‌نیکوکاری ‌را غنیمت می‌شمرد و در مسیر هدایت، به ‌سبب ‌اندکیِ ‌شمار پویندگان ‌آن ‌دچار هراس ‌نمی‌شود و نزدیکی او به ‌مردم ‌با نرم‌خویی ‌و مهربانی‌ و بخشش ‌مال و گشاده‌دستی‌ همراه ‌است.

این ‌صفات ‌علوی والا‌ که ‌در شخصیت ‌امام ‌موسی ‌صدر گرد آمده، بارقه‌ای‌ از این‌حدس‌ را بر تو ‌می‌افکند که ‌گویی ‌امام ‌از زبان ‌امام‌ بزرگوار پسر ابوطالب ‌به ‌تو می‌گوید: «نیت دارم که بسیاری از کارهای ‌نیک ‌را ‌انجام ‌دهم و به ‌دسته‌ای ‌از آنها عمل ‌می‌کنم ‌و بر آنچه‌ ‌از کفم ‌رفته‌ است، حسرت می‌خورم‌ که ‌چگونه ‌بدان ‌عمل ‌نکرده‌ام»

ساده‌ترین ‌سخنی‌ که ‌می‌توان دربارة‌ شخصیت ‌امام ‌موسی ‌صدر گفت ‌این ‌است ‌که ‌اگر با او همنشین ‌شوی ‌و گرمای ‌مهرورزی‌ و مهربانی‌ و خلق‌ کریمش ‌تو را در بر گیرد، احساس ‌می‌کنی‌که ‌تشیع فقط صفت‌ شیعیان ‌نیست ‌بلکه ‌در درجة ‌نخست ‌از آنِ تو نیز هست. ادیان در حقیقتِ‌ نهایی‌شان، همان اصول ‌اخلاقی ‌متعالی‌اند ‌که همه در خدمت انسان‌اند، از ‌سرچشمه‌ و مجرا گرفته تا مصب؛ و فقط کسانی ‌میان ‌آنها جدایی ‌می‌افکنند که ‌نتوانسته‌اند به ‌بوستان‌های ‌روحانیتی‌ که ‌پیامبران‌ بزرگ‌ در آن‌ و زیر ستارگان ‌ابدی‌ آن‌ زیسته‌اند، راه‌ یابند و حایلی در برابر وزش نسیم‌ ‌روح‌ شده‌اند و آن دین ‌را ابزار سود یا جاه‌طلبی یا هر دو قرار داده‌اند.

ما به ‌امام ‌سیدموسی ‌صدر زنده‌باد می‌گوییم‌ و سخن جد او، امام‌ بزرگوار حسین (ع) را تکرار می‌کنیم‌ که ‌«صاحب همت ‌بزرگ ‌جز از سربلندی، سر باز می‌زند و چونان‌ زبانة‌ آتش ‌است‌ که ‌برافروزاننده‌اش‌ پنهانش ‌می‌کند، ولی ‌جز برآمدن‌ و زبانه ‌کشیدن ‌نتواند.»

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
ghoncheh
1393/08/26 - 23:31

واقعاً گل گفته
معرفی کسب و کارها
فیلم | ۳ مخزن بزرگ نفتی در جازان عربستان سوخت
رویترز: ۸ جنگنده و یک هواپیما در حملات شب گذشته ایران به پایگاه آمریکا در اردن آسیب دیدند
فیلم | روایتی از آنچه در اسفندماه در دانشگاه شریف گذشت / «سازمان‌یافته‌ و هماهنگ؛ با یک نماد و در یک روز»
قیمت نفت برنت به ۱۰۵ دلار در هر بشکه رسید!
تسلط انصارالله بر دریای سرخ در حال افزایش است
دستگیری ۳ نفر از عوامل درگیری خوابگاه دانشگاه سمنان
ضربه کاری به دشمن با توان موشکی نوین و اشراف اطلاعاتی 
نتیجه قطعنامه ضدایرانی شورای حکام تسریع توسعه فناوری هسته‌ای خواهد بود
محل جانبازی رهبر معظم انقلاب، امروز میزبان مصحف‌های مقاومت شد
۱۰ هزار دانشجو راهی حج عمره می‌شوند
خونخواهی یک مکتب و سبک برخورد با طاغوتی‌ست که می‌خواهد شیعه را از میان بردارد
ایران، روسیه و چین: قطعنامه غرب فاقد مبنای حقوقی است
سهم ایران از خزر به زیر ۴ درصد کاهش می‌یابد؟
راهنمای جامع خرید و بهینه‌سازی استیرر آزمایشگاهی؛ از مکانیسم‌های مغناطیسی تا حل چالش‌های حرارتی آزمایشگاه
بهترین کفپوش برای بخش‌های مختلف خانه؛ پارکت لمینت یا SPC؟
صفر تا صد واردات کالا؛ راهنمای کامل واردات از خرید تا ترخیص
پودر شب‌تاب در رزین؛ آموزش ترکیب و اجرای صحیح
راهنمای آشنایی با فارکس برای دانشجویان و معامله‌گران تازه‌کار
آیا فرش مواد حساسیت زا را در خود نگه می دارد؟
راز تنهایی مومنان در دنیا و آخرت و نکات کاربردی
سلامت اجتماعی دانش‌آموزان؛ زیربنای توسعه پایدار جامعه
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top